دریا شود آن رود که پیوسته روان است

به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا , هوس سفر نداری؟
ز غبار این بیابان؟
همه آرزویم اما.... چه کنم که بسته پایم....
به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم

سفرت به خیر اما تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
 

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

????? ??? ?? ۱۳٩٠/٢/٩???? ٧:٢٢ ‎ب.ظ ???? فرزانه میرزایی ????? () |